خواجه نظام الملك الطوسي
318
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
تا پوست از گاوى با شاخهاش بازكردند و همچنان تازه بياوردند و بابك را در ميان آن پوست گرفتند چنان كه هردو شاخ بر دو بناگوش آمد . و بدوختند و پوست خشك شد . پس همچنان زنده بر دارش ماندند تا به سختى بمرد . 10 - و از اول خروج او تا گرفتن او مجلدى است هرچه بزرگتر و يك جلاد او گرفتار شده بود ، از او پرسيدند كه « تو چند كس را كشتهاى ؟ » گفت « بابك را چندين مرد جلاد بود ، آنچه من كشتهام سى و سه هزار مسلمان است بيرون از آنكه ديگر جلادان در جنگها كشتهاند از مسلمانان « 1 » . » 11 - معتصم را سه فتح برآمد كه هرسه قوت اسلام بود ، يكى فتح روم ، دوم فتح بابك ، سوم فتح مازيار گبر طبرستان كه اگر از اين هرسه [ 143 b ] يكى برنيامده بودى اسلام « 2 » شده بود . حكايت 12 - روزى معتصم بمجلس شراب نشسته بود و قاضى يحيى بن اكثم حاضر بود . معتصم از مجلس شراب برخاست و در حجرهاى شد و ساعتى بود . بيرون آمد و شرابى بخورد و باز برخاست و در حجرهاى ديگر شد و باز برخاست و در حجرهاى ديگر شد و ساعتى بود . بيرون آمد و در گرمابه شد و غسلى بكرد و سبك بيرون آمد و مصلى خواست و دو ركعت نماز كرد و بمجلس بازآمد . قاضى يحيى را گفت « دانى اين چه نماز بود كه بكردم ؟ » گفت « نه . » گفت « نماز شكر نعمتى از نعمتهاى خداى عزّ و جلّ كه مرا امروز بارزانى داشت . » يحيى گفت « يا امير المؤمنين آنچه نعمت است ؟ » گفت « در اين ساعت سه دختر را دخترى ببردم كه هرسهسه دختر سه دشمن من بودند ، يكى دختر ملك روم و
--> ( 1 ) - مسلمانان P : مسلمان CK - : N ( 2 ) - + ضعيف K : + تباه B : ( اسلام را خلل رسيدى ) P - : C